ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
479
معجم البلدان ( فارسى )
كتاب ذال از معجم البلدان باب ذال و الف و آنچه پس از آنهاست ذات أبواب [ ت ا ] دربارهء اين شعر زهير : عهدى بهم يوم باب القريتين و قد * زال المهاليج بالفرسان و اللّجم « 1 » گفتهاند « باب القريتين » آن است كه در راه مكه است و « ذات الابواب » در آنجاست . و اين نيز ديهى از آن « طسم » و « جديس » بوده است . اصمعى گويد : بو عمر بن العلاء مىگفت : در « ذات الابواب » در همهايى يافت شد كه وزن هر كدام شش درهم و دو دانگ از درهمهاى ما بود . من گفتم هموزن آنها را از من بگيريد و آن را به من بدهيد ايشان گفتند : از دولت مىترسيم ، زيرا ما بايد آنها را به دولت بپردازيم . ذات المنار [ ت ل م ] نام جايگاهى در سرزمين شام در سمت حجاز است . بو عبيده هنگامى كه براى گشودن شام مىرفت در اينجا فرود آمد . ذاذيخ [ - - - ] با دو ذال نقطهدار و ياى دو نقطه زير و خاى پايانين نقطه دار . ديهى است نزديك سرمين از كارگزارى حلب در آنجا جنگى ميان سيف الدّوله و يونس موسى رخ داد . ذاقن [ - - - ] با قاف دو نقطه و نون پايانين نام جايگاهى است . « ذقن » ( چانه ) آدمى جاى بهم رسيدن دوگونهء او است . ذاقنه [ ق ن ] جايگاهى است كه در شعر عمر پسر اهتم چنين آمده است : محاربيّين حلوّا بين ذاقنة * منهم جميع و منهم حولها فرق « 2 » باب ذال و باء و آنچه پس از آنهاست ذباب [ ذ ] حازمى آن را به كسر اوّل و دو باى تك نقطه ياد كرده گويد : نام كوهى در مدينه است كه در جنگهاى پيامبر ( ص ) و تاريخ آن ياد شده است . « 3 » عمرانى آن را ذباب بر وزن حشرهء پرنده آورده گويد كوهى در مدينه است . روضات الذّباب نيز نام جايگاهى است . ذبابه [ ذب ] هموزن يكى ذباب نام جايگاهى است در سرزمين « أجا » . ذبذب [ ذ ذ ] چاهى است در جايگاهى كه آن را « مطلوب » نامند در سرزمين كلاب . شاعرى گويد : [ 717 ] لو لا الجذوب ما وردت ذبذبا * و لا رأيت خيمها المنصّبا و لا تهنّيت عليه حوشبا « 4 » او مىگويد : حوشب صاحب آن چاه است . و تهنّيت به معنى ترفّقت - استفاده كردن و سود بردن .
--> ( 1 ) . به خاطر دارم روز « باب القريتين » را كه مردم در مقابل سواران از ميان رفتند . ( 2 ) . قبيلهء محاربين كه در « ذاقنه » فرود آمدند برخى گروهى و برخى گرد آن پراكندهاند . ( 3 ) . در چ جندى ج 3 ص 3 نام آن را در سيرهء ابن هشام ياد مىكند . ( 4 ) . اگر جذوب نبود من به « ذبذب » نمىرفتم و چادرهاى بر پا شدهء آن را نمىديدم و از « حوشب » لذت نمىبردم .